پگاه حوزه
(١)
اشرافيت معرفتى و دانشگاههاى تزئينى - فیاض ابراهیم
١ ص
(٢)
چالش هزاره سوم -
٢ ص
(٣)
يادكردى از همشهرى سابق - صبوری ضیاء الدین
٣ ص
(٤)
مفهومشناسى دانش كلام -
٤ ص
(٥)
چالشهاى هژمونى - شیرودی مرتضی
٥ ص
(٦)
چشم داشتهاى تازه از عربستان -
٦ ص
(٧)
آمريكا و بحرانهاى خارج از كنترل سياسى -
٧ ص
(٨)
جهانىشدن با قرائتى از انديشه امام خمينى -
٨ ص
(٩)
در دفاع از انديشه و رفتار سياسى ايرانيان - راهدار احمد
٩ ص
(١٠)
نگاهى به تجربه ابن خلدون در ساحت نظريهپردازى افقگشايى معرفتى -
١٠ ص
(١١)
سياهان آمريكا و اسلام سياسى - شیرودی مرتضی
١١ ص
(١٢)
زن از دو منظر اسلامى و فمينيستى - عباسی حسین
١٢ ص
(١٣)
سينما و پديده لمپنيزم - میراحسان احمد
١٣ ص
پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٨ - جهانىشدن با قرائتى از انديشه امام خمينى
جهانىشدن با قرائتى از انديشه امام خمينى
اهداف جهانىشدن
اهداف جهانىشدن را مى توان از چشم اندازهاى گوناگون بررسى كرد; اما آنچه را كه شايد بتوان در اين زمينه به عنوان عامل توافق اين چشم اندازها يافت، فراهم شدن زمينه يكسان ساختارهاى فرهنگى، سياسى و اقتصادى در ميان كشورها و ملت هاى جهان است.
اگر چه هنوز در باب چگونگى و سير تحول جهانىشدن سخن بسيار است، اما عدهاى بر اين باورند كه نمى توان از اين نكته مهم غفلت كرد كه جهانىشدن خوب يا بد، مردمان دهكده جهانى را به يكديگر نزديك كرده و در تعامل، گفتگو قرار داده است.
در اين قسمت هم اهداف را بايستى همانند عرصههاى جهانىشدن در ابعاد سياسى، فرهنگى و اقتصادى تفسير كرد.
گروهى معتقدند كه جهانىشدن در سير رسيدن به اهداف خود، نه يك پروژه كه يك فرآيند است كه به صورت طبيعى در حيات نظام بينالمللى به وجود آمده و به صورت خودكار به پيش مى رود و در آن، كشورهايى كه از قدرت اطلاعاتى برخوردارند، نقشآفرينى بيشترى در دنياى جهانىشدن ايفا خواهند كرد. طرفداران اين نظريه نيز يكسان نمى انديشند: عدهاى معتقدند در ساحت و در عرصه اقتصادى، اين روند چيزى جز تحول نظام سرمايه دارى نيست كه در آن دوره هاى مشخصى از صعود و نزول را مىتوان مشاهده كرد و جهانىشدن «همان جهانىشدن سرمايه» است و در ساحت و عرصه سياسى، عبارت است از پيروزى نهايى سرمايه دارى و سياستهاى كثرتگرايانه ليبرالى كه با پايان جنگ سرد و پايان تاريخ آغاز شده و نشانه آن است كه ليبرال دموكراسى غرب شكل نهايى حكومتهاست. فوكوياما از نظريهپردازان شاخص اين ديدگاه ست. اما از نگاه نظريه پردازانى چون كاپلان و هانتيگتون اين وضعيت در پى فرو ريختن نظام و دستفاليايى دولتها به پايان مدنيت مى انجامد.
اين دو گروه جهانىشدن را يكسويه تفسير مى كنند و به دو نتيجه متفاوت مىرسند:
گروه نخست كه از فوكوياما تاثير مى پذيرند، جهانىشدن را حاكى از جهان گرايى ليبرال دموكراتيك غرب مى دانند و دسته دوم كه متاثر از هانتينگتون هستند، جهانىشدن را متضمن تمدن گرايى متعارض و عرصه برخورد تمدن مىدانند. نكته اينجاست كه در اين دو ديدگاه، تمدن و فرهنگ اغلب به جاى يكديگر به كار مىروند.
بازتاب منفى ديگر جهانىشدن كه در اهداف جا مىگيرد، كمرنگ شدن مرزهاى سياسى و نقش مرزهاى جغرافيايى است كه با توجه به ماهيتسرزمينى و شكل حكومتى بسيارى از كشورهاى در حال توسعه و كشورهاى جنوب اين مسئله بزرگترين نگرانى را به وجود آورده است; زيرا اين حكومتها با اقتصادهاى ناتوان خود، امكان هماهنگ نمودن خود را با اين سرعت، ممكن نمى دانند. از سوى ديگر هر چند سياست، قدرت مديريت و هدايتسياسى هر جامعه مجموعه سازمانيافتهاى از مفاهيم و پديده هايى است كه مبتنى بر ساختارهاى متفكران سياسى جامعه با رعايت كلى سلايق، تمايلات و خواسته هاى عموم شكل گرفته باشد، ولى جهانىشدن سياست، نقش برجسته و وسيع ملتها را در حيطهاى فراتر از دولتها و كشورها يا مناطق تعريف مى نمايد و مديريت جامعه جهانى با هدف تنظيم سياستهاى اقتصادى و فرهنگى در فضاهاى گسترده و نامحدود مرزى را مورد توجه قرار مى دهد. قزلسفلى در مقالهاى به نام «رويارويى يا همزيستى» مىگويد:
جهانگرايى سياسى در صدد يافتن راهحلهاى همگانى و جهانى از طريق سازمانهاى بينالمللى و قوانين جهانى است; تابتواند به شكل گيرى يك جامعه مدنى جهانى (Globalcivi Lsociety) كمك كند.
با اين تفاسير در ابعاد سياست جهانى مى توان چنين استنباط نمود كه اين حركت، جهان را به سمت همگرايى هاى گسترده هدايت نموده و به دنبال ارائه شيوهاى واحد و منسجم براى اعمال كنترل بر كنسرسيوم هاى جهانى است. اين در واقع همان شعارى استبه نام پيوستن به دنياى نوين كه كشورهاى غير عضو از جمله ايران تحت تاثير شديد اين جريان مى باشند.
با استناد به سخنان و ديدگاههاى برخى از نظريهپردازان يا سياستمداران غربى، اين قسمت را بپايان مى بريم.
سوئيس مارشالكو يكى از انديشمندان و نظريهپردازان غربى در تحليل اهداف و فرآيند مطلوب جهانىشدن مىنويسد:
«همه ملل بايد حق مالكيتخويش را به يك دولت جهانى (آمريكا) تفويض كنند، زيرا دوران حكومت مستقل دولت ها به سر آمده است. تمام ارتش ها، ناوگان ها، نيروى هوايى و بمب هاى اتمى بايد تحت كنترل و نظارت آن دولت جهانى قرار گيرند. كانال پاناما، تنگه جبل الطارق، بندر اكيناوا، داردانيل، عدن و كانال كيل بايد دركنترل اداره جهانى باشد.» (١)
جرج بوش (پدر) در اين مورد از رهبرى جهانى آمريكا اين گونه ياد مىنمايد:
«اميد بشريتبه ايالات متحده است و آمريكاييان مسئوليتبىهمتايى براى به انجام رساندن كار دشوار آزادى به عهده دارند. در جهانى كه پيوسته در حال تغيير است، رهبرى آمريكا ضرورى است. (٢)
مك لوهان، تحقق حكومت جهانى يا دهكده جهانى را، در گرو استفاده مدرن از ابزارهاى تهاجمى در تمام عرصه هاى سياسى، فرهنگى و اقتصادى دانسته و جهانىشدن را در گرو انقلاب در اطلاعات و ارتباطات نويد داده، مىنويسد:
... تفكرليبراليسم بيش از هر فكر ديگرى زمينه بسط و عرضه دارد و اگر واقع بينانه بنگريم، بايد منتظر بود كه فرهنگ ها و انديشه هاى گوناگون سياسى به گونه طبيعى در فرهنگ غالب غرب يعنى فرهنگ دموكراسى ليبرال حل شوند و حكومت جهانى تحقق يابد. (٣)
آنچه در گفتار و رفتارهاى سياسى سران سياستمدار و انديشمندان غربى مشهود است، اين نكته مهم مىباشد كه جهانىشدن همان حكومت جهانى آمريكاست كه در جاى جاى كلمات هانتينگتون به چشم مى خورد. وى در تشريح برترى تمدن غرب در مقابل تمامى تمدن هاى موجود چنين ادعا مىكند:
مفهوم تمدن جهانى، خود از تمدن غرب برآمده است. در قرن نوزدهم نظريه مسئوليتسفيد پوستان به توجيه گسترش سلطه سياسى و اقتصادى غرب بر جوامع غير غربى كمك كرد.
در پايان قرن بيستم نيز مفهوم تمدن جهانى، در خدمت توجيه سلطه فرهنگى غرب بر جوامع ديگر و نياز آن جوامع به تقليد از روش ها و نهادهاى غربى درآمده است.
جهان گرايى، ايدئولوژى غرب براى فرهنگهاى غيرغربى است. پرشورترين مدافعان نظريه تك تمدنى، روشنفكرانى هستند كه به غرب مهاجرت كردهاند.
غرب نخستين تمدنى است كه مدرن شد و در كسب فرهنگ مدرنيته پيش گام است، چون جوامع ديگر نيز همين الگوى هاى تعليم و تربيت، كار، ثروت وساختار طبقاتى را اختيار مىكنند، فرهنگ غربى مدرن به فرهنگ جهانى سراسر دنيا تبديل خواهد شد (٤)
امام خمينى در مقابل اين اعلام قدرت و برترى غربى ها در راه اندازى حكومت جهانى تحت عنوان جهانىشدن، قاطعانه خطاب به مسلمانان مىفرمايند:
من به صراحت اعلام مىكنم كه جمهورى اسلامى با تمام وجود براى احياء هويت اسلامى مسلمانها در جهان سرمايه گذارى مىكند و دليلى هم ندارد كه مسلمانهاى جهان را به پيروى از اصول تصاحب قدرت در جهان دعوت نكند و جلوى جاه طلبى و فزون خواهى صاحبان قدرت و پول و فريب را نگيرد.
ما بايد براى پيشبرد اهداف و منافع ملت محروم ايران، برنامه ريزى كنيم. ما بايد در ارتباط با مردم جهان و رسيدگى به مشكلات و مسايل مسلمانان و حمايت از مبارزان و گرسنگان و محرومان، با تمام وجود تلاش نمائيم و اين رابايد از اصول سياستخارجى خود بدانيم. (٥)
... بايد بسيجيان جهان اسلام در فكر ايجاد حكومتبزرگ اسلامى باشند و اين شدنى است، چرا كه بسيج تنها منحصر به ايران اسلامى نيستبايد هسته هاى مقاومت را در تمامى جهان بوجود آورد و در مقابل شرق و غرب ايستاد. (٦)
امام خمينى به خوبى اين حقيقت را درك نمودند كه سقوط حاكميت طاغوت پهلوى در ايران اولين قدم در راه مبارزه با نظام استكبار جهانى است، اما قطعا آخرين قدم نخواهد بود; چرا كه آمريكا و تمامى نظام هاى استكبارى تحمل دوام استقلال يك كشور اسلامى را نخواهند داشت و هشدارهاى امام در فرازهاى پيشين خطاب به بسيجيان به همين دليل است. براى تبديل نمودن اين سياست و فرمايش امام بايستى موارد را به دقت عمل نمود كه عمده و مهمترين آنها عبارت است از اين كه قطعا در راه مبارزه با جهانخواران، شناخت دقيق روابط كفرآلود بينالمللى امرى لازم و ضرورى است; زيرا به تبع شناخت دقيق دشمنان انقلاب و نظام اسلامى و مطالعه دقيق نظام استكبار جهانى است كه مى توان به برنامه هاى آنها عليه اسلام و مسلمين سراسر جهان آگاه شد و ضمن آسيب شناسى و پى بردن به نقاط ضعف آنها از انقلاب اسلامى دفاع نمود. در اين رابطه شناختساختار اجتماعى و عملكرد آمريكا به عنوان شيطان بزرگ و كليه سازمانها و تشكيلات وابسته به آن، كه اداره دنيا را طبق نظم نوينى بر عهده دارند، مهم و اساسى است كه بايستى از ابعاد مختلفى مورد دقت و بررسى قرار گيرند; از جمله:
- اهرم هاى اصلى آمريكا در اداره و سرپرستى نظامبينالمللى چيست؟
- نقش آمريكا در سازمان ملل، و سازمانهاى تابعه آن و همچنين سازمانهاى بينالمللى و جهانى چيست؟
- توحش مدرن يا نظم نوين بينالملل چه مختصاتى دارد؟
- تشكيلات و سازمانهايى كه سازنده و حافظ اصول خودساخته بينالمللى در ابعاد مختلف هستند، كدامند؟
برنامهها و ابزارهاى جهانىشدن
طراحان پروژه جهانىشدن، جهت هجوم به حاكميت هاى سياسى و مراكز تصميم گيرى كشورهاى جهان از ابزارهاى متعددى استفاده مىكنند; به نحوى كه دامنه آن همه شئونات زندگى انسانها و جوامع را دربرگرفته است و از ابعاد گوناگون كليه زواياى تمدن و تعالى و ارزشهاى انسانى و الهى را محصور نموده و در گسترش گستره وسيع نظام بينالمللى همه انسانها و امكانات را در خدمت اهواء وآمال دنيايى و مادى قرار داده است.
بنابراين اهداف حكومت جهانى تحت عنوان جهانىشدن در حقيقت هجوم به همه امكانات و مقدورات انسانى و طبيعى ملل محروم از طريق ايجاد روابط غارتگرى بينالمللى است.
براى اداره و مديريت واحد جهان در دهكده جهانى بايستى تمام سازمانها و مؤسسات وابسته بينالمللى به شكل منظم و سيستمى با هم مرتبط بوده و اهداف و سياست هاى مجريان جهانىشدن را اجرا نمايند.
در اين بخش هر يك از اين سازمانها را مورد بررسى قرار مىدهيم.
١. سازمان ملل متحد
اين سازمان از قديمى ترين و فراگيرترين اهرمهاى جهانى است كه باظاهرى فريبنده در سال ١٩٤٥ ميلادى به بهانه «حفظ صلح و امنيتبينالمللى» و با هدف به ظاهر زيباى «توسعه روابط دوستانه ميان ملل» و نيز «همكارى در حل مسائل بينالمللى كه داراى ماهيت اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى يا بشر دوستى است» وبالاخره تحت پوشش فريبنده «ايجاد نظم نوين جهانى» تشكيل گرديد.
١ - ١. علت تشكيل و هدف سازمان
جنگ دوم جهانى در حالى بپايان رسيد كه قدرتمندان جهانى ديگر از بكارگيرى و مؤثر افتادن چنگ و دندان براى تصاحب و يا تقسيم دنيا خسته و نااميد شده بودند. آنها در انديشه يافتن راهى ديگر براى وصول به مقصود، يكديگر را با نگاهها زير نظر داشتند و عاقبت قرار بر اين شد كه «بايد سازمانى جاى جنگ را بگيرد» و بدين ترتيب سازمان ملل متحد براى تصاحب و تقسيم دنيا ميان صاحبان قدرت تشكيل شد. (٧)
از جمله اصول مسلم اين سازمان براى رسيدن به اهداف شوم خود، با اعلام اين كه بايستى «آزادى عقايد گوناگون و احترام به آنان مراعات شود،» در حقيقت مسئله اعتقاد به خداى متعال را كنار گذاشته و به دنبال آن در دومين گام به مسئله اصلى يعنى تقسيم دنيا پرداختند.
امام خمينى اين ترفند دشمن را به خوبى درك نموده، اعلام مىنمايد:
اين سازمانها دست آورد ابرقدرتهايى هستند كه مىخواهند مردم مستضعف جهان را چپاول كنند. (٨)
... اصل اين سازمان (سازمان ملل) را خود اينها درست كردند اساس اين سازمانها خود اينها هستند. اگر ساخته خود اينها نبود به چه مناسبتبايد يك كشور يا چند كشور قلدر حق وتو داشته باشند؟ اين را درست كردند براى بازى دادن ملتهاى كوچك. (٩)
اين سازمان سپس در طى جلسات متعدد با وضع قوانينى براى تمامى ملل و دول به قصد تصاحب دنيا اقدامات بعدى خود را شروع نمود. بنا به تصريح هدف چهارم از ماده اول منشور سازمان، اين قوانين، نهايتا قوانينى هستند كه جهت هماهنگ ساختن اقدامات ملتها براى نيل به هدفهاى تعيين شده در سازمان تعيين و تقنين يافته است و به عبارت روشن تر براى يكپارچه كردن دنيا و ايجاد نظمى جهانى است، بدين معنا كه همه دنيا را با حذف گرايشات، تعصبات، وابستگى هاى قومى و منطقهاى، مكتبى و مذهبى، بسان محلات يك شهر، تحتيك مديريت واحد پيوند داده و كليه سيستم هاى فرهنگى، اقتصادى، و سياسى هر كشور هماهنگ با ساير ملل براساس قوانينى كه كيفيتبهره مندى و لذت جويى از امكانات و پرستش عميق تر و ظريف تر بت مادى را سهولت و سرعتبخشد اداره شود.
امام خمينى با اشاره به اين كه اين سازمان ابزار سلطه قدرت هاى بزرگ بر جهان بوده، چنين مىفرمايند:
اساسا هر تشكيلاتى كه اين ابرقدرت هاى بزرگ در آن دست دارند، اين تشكيلات تشكيلاتى است كه بايد به نفع آنها تمام شود. همين سازمان ملل، همين جلساتى كه در خارج هست، شوراى امنيت، همه اينها در خدمت ابرقدرتها هستند و براى بازى دادن ساير كشورهاست و خود آنها هم اساسا در خدمت ابرقدرتها هستند. سازمانهايى كه به هر اسمى اينها درست مىكنند، مىخواهند بكشند همه را به طرف منافع خودشان. (١٠)
١ - ٢. ساختار درونى سازمان ملل
دقت در سازماندهى و تشكيلاتى اين مركز مديريتبيان گر اين واقعيت تلخ است كه به جهت چپاول و سيطره يافتن بر تمامى دنيا، به تاسيس و تحكيم سازمانهايى اقدام كردهاند كه مىتواند ارزشها و اعتقادات باطل، برنامه ها و سياستهاى ظلم گستر آنان را تا عمق جان مناطق و زواياى مختلف جهان، نفوذ دهد.
اركان و كارگزارىهاى اين سازمان عبارتند از ٦ ركن اصل، مجمع عمومى، دبيرخانه، شوراى امنيت، شوراى قيموميت، ديوان داورى بينالمللى، شوراى اقتصادى و اجتماعى و شوراها و كميته هاى فرعى مربوط به هر قسمت. سازمان از طريق دو ركن مجمع عمومى و شوراى اقتصادى و اجتماعى برنامه هاى ضرورى را براى اجرا ديكته مىكند و از طريق دو ركن شوراى امنيت و ديوان داورى، عدم اجراى موارد توصيه و ديكته شده را در قالب تضمين صلح و يا رسيدگى به دعاوى زير سؤال برده و با محكوميتيا دخالت مستقيم در امور داخلى كشور، حاكميتخويش را تثبيت مىكنند.
اينك براى آشنايى اجمالى با دستگاههايى كه با هماهنگى سازمان مركزى ملل متحد كانال هاى جريان يافتن حاكميتبر ممالك جهانى است، به معرفى آنها مىپردازيم:
١ - ٣. يونسكو
سازمان آموزشى، علمى و فرهنگى ملل متحد (يونسكو (U.N.E.S.C.O به عنوان هماهنگ كننده و ايجاد كننده فرهنگ يكسان جهانى وسياستگذارى آموزشى، علمى و تحقيقاتى به ايفاى وظيفه زير مىپردازد:
ماموريتيونسكو، تحريك پيشرفت آموزشى، علمى و فرهنگى، تشويق همكارى بينالمللى در اين زمينه از طريق كمك به كشورهاى عضو و انجام وظيفه به عنوان مركز آمادهسازى مطالب مناسب براى آنهاست. (١١)
اين سازمان با اعزام كارشناس و مشاور در موضوعات مختلف به كشورهاى مختلف و اعطاى كمك هاى بلاعوض و ورود از پنجره زيباى اصلاحات آموزشى و تحقيقاتى، ايفاى نقش مىكند، و عملا تمامى كشورها به همكارى خود با يونسكو و نيز اجراى سياستهاى بينالمللى آن مباهات مىكنند.
اين سازمان طبق سازماندهى مصوب، موظف است كليه مسائل مربوط به آموزش و پرورش - از ريشهكنى بيسوادى گرفته تا اصلاح نظام آموزشى و مواد درسى و تربيت معلمان و نيز محيط هاى آموزشى و... - را و از طريق مركز اطلاعات آموزشى خود سازماندهى نمايد.
از سوى ديگر اين سازمان بايستى در بخش ارتباط جمعى، جريان تبليغاتى جهانى و نيز موضوع فعاليت هاى رسانه هاى گروهى و مسائل جنبى آنها را مدنظر داشته و به هدايت آنها در مسيرها و اهداف تعيين شده بپردازد. نيز در قسمت مبادلات بينالمللى خود، بايستى زمينهساز مبادلات انسانى براى كسب مهارتها و دريافت آخرين اطلاعات و معلومات و در حقيقت انحلال شخصيت فرد در فرهنگ جهانى و تبديل او به عنصرى متناسب با ماشين الحادى نوين براى از ميان برداشتن ناهماهنگىها، باشد.
امام خمينى در نفى رسالتيونسكو و توجه به مقوله مهم فرهنگ در عرصه دانشگاهها و مدارس در ساليان پيش هشدار دادند كه:
اين اتفاقى نيست كه مراكز تعليم و تربيت كشورها و از آن جمله ايران از دبستان تا دانشگاه مورد تاخت و تاز استعمارگران خصوصا غربى ها و اخيرا آمريكا و شوروى قرار گرفت. (١٢)
هجوم دانشجويان پس از طى كردن دوره هاى تحصيلى با آموزشهاى غربى و شرقى در دبيرستانها و دانشگاههاى ايران بسوى غرب و احيانا شرق كه رهاوردى جز فرهنگ غربى و شرقى نداشت، چنان فاجعهاى بهبار آورد كه همه ابعاد جامعه را بى قيد و شرط وابسته بلكه تسليم به ابرقدرتها كرد. (١٣)
نقش يونسكو در حقيقت در امر علمى، آموزشى و فرهنگى بيان اين واقعيت است كه محصول چنين نظام آموزشى، پديدهاى دقيقا هماهنگ و همساز با فرهنگ جهانى است. (١٤)
١ - ٤. بانك جهانى و صندوق بينالمللى پول (I.M.F)
اين دو، مسئوليت تعيين و اعمال سياست هاى پولى و ارزى، تعيين ارزهاى قدرتمند و كيفيت ثبات آنها، ارزش گذارى ارزها، ايجاد تعادل، يعنى تعيين نرخ ربا، تعيين اعتبار بينالمللى كشورها و شركتهاى خصوصى يا چند مليتى و نيز زمينهسازى اجراى طرح هاى عمرانى هماهنگ با سياست هاى جهانى در كشورهاى گوناگون را برعهده دارد:
از زمان جنگ جهانى دوم نظام پولى غالب بر جهان، نظامى بود كه در سال ١٩٩٤ در «برتن وودز» آمريكا شكل گرفت كه منجر به وضع اساسنامه و ايجاد صندوق بينالمللى پول گرديد. اين نظام در حالى شكل گرفت كه اروپاى پيشرفته در ويرانى كامل بود و بقيه كشورهاى جهان در فقر و گرسنگى بسر مىبردند و تمام آنها طالب كالاهاى آمريكايى بودند.
... ماموريت اصلى صندوق بينالمللى پول تثبيت نرخ ارزها بود. دول عضو بدين منظور موظف شده بودند كه نرخ رسمى تسعير پولهاى خود را به طلا (براى هر اونس طلا ٣٥ دلار) و در نتيجه به دلار با موافقت صندوق در آن نرخ تغييرى ندهند، مگر تا حدود حداكثر ١٠ درصد با اطلاع قبلى صندوق. (١٥)
ارتباط كليه سازمانهاى اقتصادى، فرهنگى و سياسى، با تبيين وظايف هر يك بخوبى روشن مىشود; به طورى كه گروه بانك جهانى به عنوان خزانه مالى آنها عمل مىكند.
بايد از همكارى يونسكو و بانك جهانى در برنامهريزى آموزشى و تامين بودجه براى فعاليت هاى آموزشى نام برد كه منجر به فرستادن هيئت هاى كمك به تعدادى از كشورهاى عضو يونسكو در آفريقا و آسيا و آمريكاى لاتين شده است. (١٦)
امام خمينى با رد اين مردمفريبىها در عرصه بينالملل، مىفرمايند:
سازمانهاى كذايى آن جا كه به نفع قدرتمندان و ثروتمندان بينالملل استحقوق مستضعفين را ناديده گرفته و جز براى سلطه آنها عملى انجام نمىدهند. (١٧)
تمام اين سازمانها و گروهها براى طرفدارى از قدرتمندان و اين جمعيت ها بهدست ثروتمندان براى سلطه بر ضعيفان و مكيدن خون محرومان جهان بوجود آمده است. (١٨)
بنابراين هدف از اين هماهنگىها دقيقا اجراى برنامه هايى است كه نهايتا بتواند اقتصاد، سياست و فرهنگ كشورهاى مختلف را با سيستمهاى حاكم مادى متناسب ساخته و همه اين قسمت هاى گوناگون را از طريق اين نظامهاى اجتماعى به مركزيت مادى و حول محور مادهپرستى پيوند دهد. (١٩)
١ - ٥. ايمكو وايكائو
سازمان مشورتى دريايى بينالدولى (ايمكو) عهدهدار همكارى و مبادله اطلاعات ميان دولتها در مورد كشتىرانى و مسائل جانبى آن بوده و نيز سازمان بينالمللى هواپيمائى كشورى (ايكائو) تشكيلاتى است كه مسئوليت هماهنگسازى در حملونقل هوايى را با معيار بينالمللى بر عهده دارد.
١ - ٦. سازمان بهداشت جهانى W.H.O
وظيفه اين سازمان در واقع، تفسير معناى بهداشت در قاموس دنياى اصالت مصرف و اصالتسرمايه و به اصطلاح سعى در بالا بردن سطح بهداشت و درمان جهانى است.
١ - ٧. گات
موافقتنامه عمومى تعرفه و تجارت گات موافقت نامهاى بود براى تصميمگيرى تجارى دولتها و در چارچوب فعاليت هاى سازمان ملل متحد، براى جهانى كردن تجارت و از ميان برداشتن مشكلات. اين امر موجب گرديد كه صدور كالاهاى مصرفى دنياى ماشينيزم به سمت جوامع مصرفى، افزايش يابد و صنايع ايالات متحده در بازارهاى جهانى تقويت گردد و سيل جريان مواد خام و معادن ملتهاى عقب نگه داشته شده به سمت كشورهاى چپاول گر سرعت گيرد و بالاخره امكان نفوذ كشورهاى صنعتى در برنامهريزى اقتصادى ممالك تحتسلطه فراهم گردد. از سوى ديگر گات باعثشد تا كشورهاى كوچك و فقير در حفظ صنايع كوچك و نوپاى خود با مشكل مواجه شوند; زيرا در اصل دوم اين موافقت نامه با كمال صراحت تصريح شده كه «استفاده از سهميه وارداتى به عنوان وسيله حمايت از صنايع داخلى، ممنوع است.» (٢٠)
١ - ٨. سازمان جهانى هواشناسى W.M.O
اين سازمان براى هماهنگسازى كشورها در مسير بهره گيرىاز امكانات آنها در ساخت ايستگاهها و مراكز خدماتى و كمك به ايجاد و حفظ سيستمهاى مبادله سريع اطلاعات هوايى و نيز كمك به استاندارد كردن مشاهدات هواشناسىاست.
١ - ٩. شركتهاى چند مليتى
محور قرار گرفتن ربا در حركتها و ارزيابى ها و در پى آن رسميتيافتن و پذيرش انحصار در سيستم مادى هماهنگ با چرخش سريع كمى و كيفى چرخهاى ماشينيزم، موجب پيدايش و ظهور شركتهايى به اصطلاح چند مليتى شد كه قدرت آنها را قطعا از اكثريت امپراطورى هاى شناخته شده، نمىتوان كمتر دانست; شركتهايى كه به مرور زمان با ايجاد سازمانهاى بينالمللى و روابط انسانى متناسب با حركتخويش، پيوسته رشد نموده و بر گستره قدرت خويش افزودهاند. اين شركتها براى عاليتخويش مرزى نمىشناسند و تقريبا در هر جا كه بخواهند پايگاه حكومتى، يعنى شعبهاى از تشكيلات خود را بر پا مىكنند و از هر مليتى و با هر اعتقادى، كارمند و مدير بهكار مىگمارند.
استيفن هايمر در سال ١٩٧٠ پيشبينى كرد كه در فاصله نه چندان دور، رژيمى متشكل از ٣٠٠ تا ٤٠٠ شركت چند مليتى بر بيش از ٦٠ تا ٧٠ درصد كل بازده صنعتى جهان حكومتخواهد كرد. (٢١) طبق بررسىهايى كه حدود ٢٤ سال پيش، از طرف كميسيون اقتصادى ملل متحد در اروپا صورت گرفت، تعداد شركتهاى چند مليتى غربى نزديك به ده هزار شركت اعلام شده و اين تعداد شركتهاى چند مليتى كه مقر آنها در اروپاست، حدود/٠٠٠/٥٠ پايگاه در خارج از اروپا دارند و شركتهاى چند مليتى آمريكايى داراى ٢٤ هزار پايگاه در خارج هستند. (٢٢)پىنوشتها:
١) فاتحين جهانى - سوئيس مارشالكور ص ١٢٤
٢) نظم نوين جهانى - دانشكده اطلاعات - ص ٢٣
٣) كاووش هاى نظرى - محمد جواد لاريجانى ص ٢٧١
٤) برخورد تمدنها و بازسازى نظم نوين جهانى - ساموئل هانتيگتون ص ١٠٢
٥) صحيفه نور ج ٢٠ص ٢٣٨
٦) رك سخنرانى مورخ ٢/٩/٦٧
٧) رك حكومت جهانى - آكادمى علوم/ص ٥٢ - ٥٠
٨) رك پيام ٢١/٧/٦١
٩) رك پيام ٤/١١/٦٠
١٠) صحيفه نور ج ١٦/ص ٣٢٤
١١) نقل از راهنماى سازمان ملل متحد - قسمت مربوط به يونسكو
١٢) صحيفه نور ج ١٥/ص ١٦
١٣) همان
١٤) براى اطلاع بيشتر رك موج سوم - الوينتافلر
١٥) نظام نوين اقتصاد بينالمللى/ص ١٦٣
١٦) راهنماى سازمان ملل/يونسكو
١٧) صحيفه نور ج ١٢/ص ٦٠
١٨) همان
١٩) براى اطلاع بيشتر رك - رباخواران - آنتى سمسون ص ٢١٣ به بعد - تكاپوى جهان - ژان ژاك سروان شرابير
٢٠) اصول ١ - ٢ - ٣ راهنماى سازمان ملل متحد
٢١) شركتهاى چند مليتى و كشورهاى توسعه نيافته - سعيد رهنما
٢٢) ٤٨ - ودكاكولا/ص ٣٧